خبرنامه جوانان عشاق الرضا (ع)تنکابن

 

بسم الله الرحمن الرحیم

«اذا مات العالم ثلم فی الاسلام ثلمه لا یسدها شی ء »

رحلت عالم وارسته و روحانی مبارز حضرت آیت الله مهدوی کنی رئیس محترم مجلس خبرگان رهبری را به رهبر معظم انقلاب اسلامی، مجلس خبرگان رهبری، حوزه های علمیه و  دانشجویان و اساتید دانشگاه امام صادق ، خاندان مکرم آن مرحوم، جامعه روحانیت و خانواده انقلاب و ملت بزرگ ایران تسلیت می گوییم

 جوانان عشاق الرضا علیه السلام

 



 آنچه در پی می‌آید نگاهی مجمل به بخشی از بیانات روز عید غدیر رهبر معظم انقلاب درباره‌ی توطئه‌های غرب به‌منظور اختلاف‌افکنی میان مسلمانان است. در همین رابطه، ایشان در سخنرانی مزبور، به پروژه‌ی اختلاف‌افکنی توسط دول غربی، خصوصاً انگلیس، اشاره فرمودند:«...به همان سلاح قدیمى متوسل شدند که سلاح اختلافافکنىاست. امروز و در طول این سال‌هاى متمادى، اختلافات بین شیعه و سنى را هرچه بیشتر دامن می‌زنند براى اینکه ذهن دو طرف را از دشمن اصلى (که دشمن اسلام است، نه دشمن خصوص تشیع یا دشمن خصوص تسنن) منصرف بکنند، این‌ها را به همدیگر مشغول کنند. این سیاست استعمار است. متخصص این سیاست هم دست‌هاى سیاسى و امنیتى دولت انگلیس خبیث است که از دیرباز، در این زمینه فعال بودند، تلاش کردند، بلدند چگونه بین فرقههاى مسلمان اختلاف بیندازند، راههاى آن را تجربه کردند، آگاهى دارند و به‌شدت مشغول‌اند.»[1]

 
تأکید رهبر انقلاب بر نقش خبیث انگلستان، جای تأمل دارد. تردیدی نیست که انگلیس، بیش از آمریکا و حتی بیش از روسیه، به تاریخ ایران لگد زده است. شغالی (نگوییم روباه پیر) که پس از کودتای 28 مرداد 1332 مدام نفس واحسرتا کشید و نظاره‌گر جانشین شدن آمریکای تازه‌نفس به‌جای خود بود؛ آمریکایی که از آن پس تا رخداد انقلاب اسلامی، بر مقدرات ایران حاکم شد.
 
تمایز میان «تئوری توطئه» و «توهم توطئه»، آن چیزی است که در فضای رسانه‌ای (و حتی تا حد زیادی در فضای آکادمیک) نادیده گرفته شده است. تئوری توطئه (Conspiracy theory) برخلاف توهم توطئه (illusion Conspiracy)، دارای وجوهی عینی از واقعیت است. همواره هرگونه استعمارستیزی و نقش دادن به توطئه‌ی استعمار و پس از آن امپریالیسم یا استعمار نو، با برچسب ناجوانمردانه‌ای به نام «دایی‌جان ناپلئونی بودن»، «توهم توطئه» و حتی «تئوری توطئه» (به معنای غیرعلمی آن که همان توهم توطئه از آن مراد می‌شود) مواجه گشته است.[2]
 
1.     باز هم «کار، کار انگلیسی‌هاست؟» توهم توطئه است؟
 
آیا می‌توان منکر نقش استعمار و خصوصاً انگلیس در ترتیبات و مقدرات و مقدورات این مرزوبوم بود؟ آیا نقش انگلیس حتی در تقابل صفوی-عثمانی غیرقابل انکار است؟ یا در سقوط عثمانی و برنشاندن نهال نامأنوس و خبیثه‌ی صهیونیسم در ملک اسلام؟ و یا در روی کار آمدن رضاخان و باز رفتن وی و پس از آن در رفتن مصدق و آمدن محمدرضا؟
 
برچسب توطئه، توطئه‌ی غرب و همان محفل‌های شرق‌زده و غرب‌زده‌ای است که خواهی‌نخواهی و شاید از سر تغافل و تجاهل و شاید هم فریب‌خوردگی، استعمار را غسل تعمید می‌دهند و یا در معادلات ایران و آنچه به نام عقب‌ماندگی ایران در دوران شاهی از آن یاد می‌شود، عقب‌ماندگی را عامل استعمار می‌دانند و نه استعمار را عامل عقب‌ماندگی.
 
کسی مانند صادق زیباکلام در «ما چگونه ما شدیم»، به‌صراحت رأی به «عقب‌ماندگی، عامل استعمار» می‌دهد.[3] جالب اینکه در جایی دیگر از کتاب مزبور، شرایط زیست‌بومی و آب را عامل عقب‌ماندگی ایران معرفی می‌کند و این یک تناقض است؛ چراکه این بار نه عقب‌ماندگی را عامل استعمار، بلکه تقدیر جغرافیایی را عامل استعمار تاریخی می‌پندارد.
 
در اینکه عقب‌ماندگی ایران و نالایق ‌بودن شاهان و دست‌گشادگی آنان در گشودن پای دراز استعمار، خصوصاً استعمار انگلیس، نقش داشته است، تردیدی نیست؛ اما مشکل آنجاست که استعمار را گاه حتی تا حد مظلومیت و خادم بودن فرامی‌آورند و جریانات درون‌گرا را با ادبیاتی شداد و غلاظ زیر ساتور نقد می‌نهند. شاید استعمار و به‌طور مشخص استعمار انگلیس با حضور مستقیم در کشورها (مانند هندوستان) ثمرات خوبی برای آن کشورها به‌جای گذاشته است (همچنان‌که حتی کارل مارکس نیز به این مسئله اذعان می‌دارد)، اما حضور غیرمستقیم و شبه‌قیمومتی (البته اصطلاح قیمومت مربوط به بعد از جنگ دوم جهانی است) انگلیس در ایران، جز تباهی برای ایران چیزی در پی نداشته است؛ کمااینکه حضور آمریکا و روسیه نیز از این حیث مستثنی نیست. (موازنه و رقابت میان قدرت انگلیس و روسیه، مانع از اشغال ایرانیان و مستعمره شدن رسمی آن در زمان قاجار می‌شد.)
 
2.     قرائت‌های افراطی؛ ریل‌گذاری برای رساندن اسلام به سکولاریسم
 
رهبر معظم انقلاب در بخش دیگری از سخنان خویش، جریان نوسلفی یا تکفیری را توطئه‌ی غرب برای مقابله با بیداری اسلامی و اتحاد مسلمین عنوان کردند:
 
«این جریان تکفیر (این چیزى که امروز در عراق و در سوریه و در برخى از کشورهاى دیگر منطقه بروز کرده و در واقع با همهى مسلمان‌ها مواجهاند، نه فقط با شیعه) ساختهى دست خود استعمارگران است. این‌ها چیزى به نام القاعده، چیزى به نام داعش درست کردند براى مقابلهى با جمهورى اسلامى، براى مقابلهى با حرکت بیدارى اسلامى، منتها دامن خودشان را گرفته است. امروز دامن خود آن‌ها را گرفته است. البته امروز هم با یک نظر دقیق تحلیلى وقتى انسان نگاه می‌کند، می‌بیند که تلاشى که امروز آمریکا و همپیمانان آمریکا در آنچه مواجههى با داعش اسم گذاشتهاند (که واقعیتى ندارد) در اینجا دارند به خرج می‌دهند، بیش از آنچه تلاش براى نابود کردن نطفهى این حرکت خبیث باشد، تلاش براى جهت دادنِ دشمنىهاى مسلمانان میان یکدیگر است. سعى می‌کنند مسلمان‌ها را به جان هم بیندازند. عامل آن را امروز این گروه جاهل و متعصب و متحجر و وابسته قرار داده‌اند، والّا هدف همان هدف است. سعى آن‌ها این است که مسلمانان را از دشمن اصلى منصرف کنند.»[4]
 
اسرائیل بودن در کنار فرات را با تشکیل داعش دنبال می‌کند. از این رو، می‌کوشد از طریق تجزیه‌ی ‌عراق، در آینده حضور فیزیکی در کنار فرات هم داشته باشد.
 
می‌دانیم که با توجه به شکست ارتش رژیم صهیونیستی در جنگ 33روزه‌ی لبنان که تقویت جایگاه جنبش‌های جهادی منطقه از جمله حماس و حزب‌الله را در پی داشت، آمریکا و اسرائیل درصدد ایجاد نوعی تقابل میان گروهک‌های تروریستی و جنبش‌های جهادی فلسطین و لبنان برآمدند.
 
هم‌زمان با شروع بحران سوریه در سال 2011 میلادی، آمریکا، اسرائیل و عربستان برای سرنگونی نظام سوریه که مهم‌ترین محور مقاومت است، تشکل جدیدی تحت عنوان دولت اسلامی عراق و شام (داعش) ایجاد کردند. روی این ملحوظ، هم‌زمان با آغاز بحران سوریه، ابوبکر البغدادی که ارتباط گسترده‌ای با بندربن‌سلطان، رئیس وقت سازمان اطلاعات عربستان داشت را به فلسطین اشغالی فرستادند تا زیر نظر افسران موساد و سازمان سیا، آموزش‌های لازم را ببیند.
 
رژیم صهیونیستی از رهگذر تشکیل گروهی مانند داعش، می‌کوشد شعار رهبران تفکر صهیونیسم جهانی، یعنی از نیل تا فرات را محقق کند. برای تحقق این هدف، رهبران صهیونیست کوشیدند سودان جنوبی را از سودان تقسیم کنند و هم‌اکنون حضور فیزیکی صدها کارشناس نظامی در سودان جنوبی، مقوله‌ی اول یعنی حضور نظامی اسرائیل در کنار نیل را محقق کرده است؛ چراکه سودان جنوبی در کنار نیل است و اسرائیل در این منطقه اهداف استراتژیک دارد و تلاش می‌کند گلوگاه حیاتی مصر و سودان، یعنی رود نیل را در اختیار داشته باشد.
 
مقوله‌ی دوم اینکه اسرائیل بودن در کنار فرات را با تشکیل داعش دنبال می‌کند تا از طریق شکاف میان شیعه و سنی، زمینه‌ی تجزیه عراق به سه بخش شیعه‌نشین، سنی‌نشین و کردنشین را فراهم کند. از این رو، می‌کوشد از طریق تجزیه‌ی عراق، در آینده حضور فیزیکی در کنار فرات هم داشته باشد. این مقوله‌ای قدیمی است که رهبران صهیونیست ایجاد کرده‌اند و آن دو خط آبی در پرچم این رژیم غاصب که در دل آن ستاره‌ی داوود است، نماد تفکرات صهیونیستی است که حوزه‌ی جغرافیایی از نیل تا فرات را شامل می‌شود.
 
در واقع، تشکیل داعش و اینکه با نقاب اسلامی این همه خشونت غیرقابل توجیه اتفاق می‌افتد، بدین منظور غایی و نهایی است تا به افکار عمومی غرب وانمود کنند که اسلام واقعی همین است.[5]
 
از همین پروژه‌ی اسلام‌هراسی غرب به‌صراحت می‌توان نتیجه گرفت که دست بر قضا، در این قضیه و قضایای مشابه، غرب است که دمادم گرفتار توهم توطئه است. به‌عنوان مهم‌ترین نمونه، می‌توان به افزودن قید «فوبیا» بر اسلام‌فوبیا، ایران‌فوبیا، شیعه‌فوبیا و... اشاره کرد.[6]phobia) یک اختلال هراس‌گونه‌ی پایدار و ترس غیرواقعی و توهم‌آمیز بیمارگونه است که هیچ مابه‌ازای خارجی و منشأ معقول و ملموسی ندارد و تنها زاییده‌ی اوهام و ترس‌های توطئه‌آلود فرد است.[7] در روان‌شناسی و در نزد زیگموند فروید، برای نخستین‌بار این اصطلاح به کار رفته است. منظور از فوبی یا فوبیا (
 
این یکی از آن بزرگ‌ترین گاف‌های غربیان است که این‌چنین قیدی را برای ترس خود از اسلام و شیعه و ایران برگزیده‌اند. هراس‌آفرینی‌ای که منشأ آن، اوهام است و خود اعتراف به دروغ بودن دارد. اسلام‌هراسی و شیعه‌هراسی از پروژه‌های توطئه‌آلود چهره‌ی جدید استعمار یا همان استعمار نو است که با افکندن و شعله‌ور ساختن آتش اختلاف در ملک اسلام، در پی آن هستند که مسلمین را برای پذیرش سکولاریسم و دست کشیدن عمومی از دین، متقاعد سازند؛ همچنان‌که در غرب، جنگ‌های مذهبی، اروپاییان را به این نتیجه عملی رساند که دست از مذهب در سپهر سیاسی بکشند.
 
منابع:
 
[1]. بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، 21 مهر 1393.
[2]. سخنرانی دکتر قاسم افتخاری، «تئوری توطئه»، همایش نگاه ایرانی به علم سیاست، سال 1390، برگزارشده در خانه‌ی هنرمندان.
[3]. زیباکلام، صادق، ما چگونه ما شدیم، تهران، انتشارات روزنه، 1387، ص 7 تا 12.
[4]. بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، 21 مهر 1393.
[6]. رام، هگایی، ایران‌هراسی؛ ایرانو فوبیا، ترجمه‌ی فریدون مجلسی، تهران، انتشارات مروارید، 1392، ص 12.
[7]. براهنی، محمدنقی (و دیگران)، واژه‌نامه‌ی روان‌شناسی و زمینه‌های وابسته، تهران، فرهنگ معاصر، 1382، ص 68.
منبع سایت برهان


رُوِیَ عَن عَلِیِّ ابنِ مُحَمَّدِ الهادی صَلَواتُ اللهُ عَلَیهِمَا قالَ

الْمَقَادِیرُ تُرِیکَ مَا لَمْ یَخْطُرْ بِبَالِکَ، النَّاسُ فِی الدُّنْیَا بِالْأَمْوَالِ وَ فِی الْآخِرَةِ بِالْأَعْمَالِ

بحارالانوار جلد۷۵ صفحه ۳۶۹

از فرمایشات امام هادی صلوات الله علیه است که حضرت فرمودند: آنچه را که تقدیر الهی است و خداوند آن را برای شما انسان‌ها مقدر می‌کند، به شما چیزی را نشان می دهد که به خاطره شما خطور نکرده باشد.

خداوند به ما عقل و شعور عطا فرموده که به وسیله آنها تدبیر می‌کنیم. حال آیا تدبیر ما در امور و کارهای زندگیمان کافی است؟ به تعبیر من چه قدر قاشق بدون دسته ‌ساخته‌ایم! چه قدر در زندگی سرها به سنگ می‌خورد! علّت چیست؟

علّت آن این است که تدبیر من، آنگاه کارساز است که با تقدیر او همسو شود. «اَلعبدُ یُدَبِّرَ وَ اللهُ یُقَدِّرَ» بنده تدبیر می‌کند، امّا خدا تقدیر می‌کند. تدبیر منهای تقدیر سودی ندارد. حال این سوال پیش می آید که برای آنکه تدبیرهای ما با تقدیرهای او همسو شود، چه باید کنیم؟

راهش این است: تو تدبیر کن، بعد از تدبیرت، توکّل کن، واگذار کن به او. به تعبیر ساده‌تر بگو خدا: به عقل ناقص من، این تدبیر رسیده، امّا خودت می‌دانی، هرجور که صلاح می‌دانی همان را تقدیر بفرما.

اگر اینچنین کردی آن وقت خدا آنجایی که به نفع من است، درست می‌کند و آنجایی که به ضرر من است اصلاح می‌کند. بعداً متوجّه می‌شوی، آنچه تدبیر کرده بودی اشتباه بود و خداوند تقدیر خوبی که حتّی به فکرت هم نمی‌رسید را نشانت می‌دهد. این‌‌ها پیشامد نیستند، تمام کارهای خدا حساب شده است.

حتی در آیه شریفه قرآن در باب رزق هم می‌فرمایدوَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ (طلاق/۳این آیه همان است که حضرت می فرمایند. یک رزقی را روزیت می‌کنم که گمانش را هم نمی‌بردی. البتّه این را هم بدانید که باید تدبیرتان مشروع باشد، نه خلاف شرع. مشروع، بعد هم واگذار می‌کنم به خدا. این کار را انجام دهید تا حالا ببینید خدا چه تقدیرهای خوبی به تو نشان می دهد.



سید محمد انجوی نژاد

سلام بر عشق . سلام بر حسین (ع)

جند باری ست که درین سالیان مشرف شده ام به عراق . حدود 5 بار . یکی از دغدغه هایی که در هر سفر ذهنمو مشغول میکرد نوع شیعه گری و محبت مردم عراق و بخصوص شیعیان بود .

مکتبی که در آن اقامه عزا در راس امور بود و هدف عاشورا یعنی قیام و جهاد در فرع . همیشه فکر می کردم این همه توان و هزینه ای که این امت در مسیر عزا بکار می رود ، میتواند چه گره های مهمی را در جهان اسلام بگشاید .

اگر توفیق باشد جمعه هم عازمم و البته این بار توفیر دارد:


1 - ملت عراق با اسلحه بدوش گرفته و احتمالا حرم ها را مملو از عاشقانی می بینم که یا از جهاد آمده اند یا عازم به جهادند .

2 - اختلاف و تعصبی بود بین قانونی ها و حکیمی ها و صدری ها و سایر قبایل شیعی که بشدت آزار دهنده بود . احتمالا بدلیل داشتن دشمن واحد این اختلاف دیگر دیده نخواهد شد . هنوز خاطرات تلخ بی حوصله گی و تعصب صدری ها و عدم تمکین حکیمی ها و ..... قلب مومنان واقعی را آزار می دهد . نمونه های دیگر این اختلافات را در دیگر ملل اسلامی و شیعی هم می بینیم و امیدست دشمن بی رحم و حیوان صفتی چون صهیونیسم و امریکا در اصل و داعش و ... در فرع ، چشم ما را برای همیشه باز کند و نه فقط در محاربه .

بهانه ای که امروز خداوند برای وحدت و فراموش کردن دغدغه های مسخره برای دلخوری ها و اختلافات بما داده ، نعمتی است که شاید بعنوان یک فرصت و برای آخرین بار بما داده میشود .

3 - پازل جهان اسلام مبتنی بر دو اصل وحدت و رهبری واحد بسرعت در حال شکل گیری ست و این بوی خوش ظهور  به مشام عاشقان لذت بخش تر از همیشه است . در آنجا که روایت است در آخرالزمان همانگونه که دشمنان برای هدف واحد خارج از قومیت و زبان و ملیت و .... زیر پرچم شیطان جمع میشوند و همین گونه نیز زیر پرچم الهی مومنان تجمع خواهند کرد . چیزی که نمونه دیگرش را در سوریه دیدم و چقدر آرامش بخش و امیدوار کننده بود .

نتیجه :

گرچه معترفم که بدلیل اهمال مسلمین ، سطح آگاهی در جهان بسیار پایین تر از آنست که مدعی آمادگی جهان برای ظهور باشیم ، اما بارقه های نورانی ظهور بسرعت در حال شکل گیری ست و امروز دیگر زیارت و هیات و محرم و صفر ما علم عزا را فقط و فقط بهانه ای می داند برای شکل گیری لشگر حسینی . لشگری بفرمان ولی زمان و جهت اعلام آمادگی برای ظهور . رهبری که امروز شاهد کسالتی بودیم از ایشان و امید داریم سایه اش بر سر ما تا دادن پرچم بدست آقای جهان مهدی صاحب زمان باقی باشد .

سال هاست میدانیم هدف از عزا و هیات و بکا و ابکا ، همانا زنده نگه داشتن هدف قیام است و امروز که در دل قیام و جهاد قرار داریم در اوج سینه زنی و هروله و اشک ، تنها و تنها آرزویمان تبدیل پرچم های هیات به علم های لشگر است .امروز روز امتحان عاشقی ست . هیات متفرق و بهانه جوی سینه زنی یا لشگر متحد سینه زنان ؟؟؟

چشم امام زمان به انتخاب شماست ..... یا حسین ....

نائب الزیاره و دعاگوی همه شما هستم .

همین !

 



گفته بودی که:«چرا محو تماشای منی؟
آنچنان مات که یکدم مژه بر هم نزنی!»
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی



برای اهل بیت «ع» حفظ و تقویت اصل اسلام مهم تر از هرچیزی بود. شرایطی سخت از دوران امام سجاد «ع» علیه اهل بیت وجود نداشته، اما در همین شرایط ایشان برای مرزداران اسلام در حکومت بنی امیه دعا می کردند.
از جمله دعاهای موجود در صحیفه سجادیه، دعایی است که امام سجاد(ع) در مورد مرزبانان نموده و همچنین دشمنان آنها که در واقع دشمن اسلام و مسلمانان هستند را به شدّت توبیخ و برای نابودی آنها دعا نموده است. این دعا را به صورت مختصر می توان به دو بخش تقسیم کرد: 
الف. «بار خدایا! مرزهاى مسلمانان را به پیروزمندى خویش استوار گردان و مرزبانان را به نیروى خود یارى ده و از خزانه فضل خویش به فراوانى آنها را ببخشای. بار خدایا! شمار مرزبانان را افزون کن و سلاحشان را بُرّنده ساز. از منطقه مورد حراستشان، محافظت فرماى و پیرامونشان را نفوذ ناپذیر گردان. جمعشان را متحد کن و خود به تدبیر امورشان بپرداز. سر رشته آذوقه‏شان گسسته مگردان و دشواری ها از پیش پایشان بردار. آنان را به نصرت خویش قوّت بخش و به شکیبایى مدد نماى و دفع مکر دشمن را به ایشان بیاموز. خدایا!... به مدافعان مرزها هر چه نمى‏شناسند بشناسان و ایشان را هر چه نمى‏دانند بیاموز و چشمانشان را بر هر چه نمى‏بینند بگشاى. خدایا!... چون با دشمنان رویاروى شوند، یاد دنیاى مکار فریبنده از خاطرشان دور کن و هوس فتنه‏انگیز این جهان از دلشان محو کن و بهشت را پیش چشم ایشان بینداز و آن مساکن جاوید و آن منازل کریم و آن حوران خوب روى و آن جویباران سرشار از آشامیدنى‏هاى نغز و گوارا و آن درختان سر فرو داشته و بارور از میوه‏هاى گونا‏گون بهشتى را به آنان بنماى، تا هواى پشت کردن به دشمن در دل هیچ یک از ایشان نجنبد و خیال گریختن از هماورد از خاطر کس نگذرد».[1]
ب. قسمت دوم این دعا در مورد دشمنان اسلام بوده و امام آنها مورد نفرین شدید خود قرار می دهد:
«خدایا! به این نیایش، خصمشان درهم شکن و چنگال دشمن از تنشان کوتاه کن و میان دشمنان و سلاحهایشان جدایى افکن و بند دلشان بگسل و چنان کن که میان ایشان و زاد و توشه ایشان فاصله‏اى بزرگ پدید آید. در راه، سرگشته و حیرانشان گردان و آن سان کن که راه خویش گم کنند. خدایا! دشمنانشان را راه مدد بربند و از شمارشان بکاه و قلوبشان لبریز از وحشت نماى و دستشان از تطاول‏ کوتاه کن و زبانشان از گفتن به بند آر و چنان کن که شکست ایشان سبب پراکندگى و عبرت آن کسان گردد که از پى‏شان مى‏آیند و چون ایشان را به خوارى در افکنى از آن پس هیچ لشکری انگیزه طمع در ستیز با ما نکند. خدایا! رَحِم زنانشان را عقیم گردان و آب پشت مردانشان را خشک کن [تا هیچ فرزندی از آنان متولد نگردد]، نسل چارپایان آنها را منقطع کن. بر آسمان آنها مقرر کن که قطره‏اى از باران بر آنان نبارد و زمین آنها را دستور ده که گیاهى نرویاند...».[2]
چگونه امام سجاد(ع) برای مرزبانان دعا می کند در حالی که آنان در خدمت حاکمان ستمکار بنی امیه بوده و از ایشان حقوق دریافت می کنند؟ 
از گذشته های دور بحث شرکت در جهاد در زمان حکومت جور مورد بحث و نظر بوده است؛ از طرفی فضیلت بالای جهاد و وجوب حمایت از اسلام و مسلمانان، انسان را تشویق به شرکت در چنین جهادی می کند و از طرف دیگر این جهاد در زمان حاکم ظالم، تأیید و کمک به ایشان می باشد که قطعاً مورد قبول نیست. در روایات نقل شده است شخصی در ارتباط با این مسئله خطاب به امام رضا(ع) می گوید: فدایت شوم؛ شخصى شمشیر و اسب خود را به کسى که به جهاد مى‏رود، هدیه مى‏دهد و یکی از پیروان شما این دو را از وى مى‏گیرد و به جهاد می رود. بعداً یاران و دوستان با این‏ شخص ملاقات مى‏کنند و مى‏گویند جهاد با این گروهى که تو با آنها مى‏خواهى نبرد و کارزار کنى جایز نیست لذا شمشیر و اسب را برگردان. حال وظیفه وى چیست؟ حضرت فرمودند: «اسب و شمشیر را باید برگرداند». راوی گفت: وى به سراغ آن مردى که این دو را از او گرفته بود رفت ولى وى را نیافت و وقتى خبر وى را از قومش گرفت گفتند: او از میان ما رفته و نیست. حال چه کند؟ حضرت فرمودند: «وى خود را به دیده‏بانى مشغول کند و جهاد (مبارزه مستقیم) را رها کند». راوی گفت: در قزوین و دیلم و عسقلان و مانند این شهرها و مرزها مى‏تواند دیده‏بانى کند؟ آن حضرت فرمود: «آرى». راوی: جهاد کند؟ حضرت فرمودند: «خیر، مگر در موردى که بر زمین ها و ساختمان های مسلمانان بیم و هراس باشد». راوی: اگر روم بر مسلمانان حمله کنند، مسلمانان مى‏توانند آنها را تعقیب کرده و با آنها به نبرد بپردازند؟ حضرت فرمودند: « فقط دیده‏بانى کرده و جنگ نکنند ولى اگر تهدیدی از ناحیه رومیان متوجه آنان شود، مى‏توانند با ایشان نبرد و جهاد کنند چه آن که این نبرد به منظور دفاع از خودشان است نه براى کمک و نگهدارى سلطان جور». 
راوی: اگر دشمن به مرکزى که دیده‏بان در آن جا است بیاید وظیفه وى چیست؟ 
حضرت فرمودند: «وى موظف است از مسلمین و اسلام حفاظت کند و با دشمن به نبرد بپردازد نه این که دفاع از ظالمان نماید. دلیل بر وجوب دفاع از اسلام و مسلمین آن است که ضعیف شدن جامعه اسلامی به ضعیف شدن نام محمد ص (و اصل اسلام) خواهد انجامید».[3] 
بنابر این، اگر چنین جهادی برای حفظ مردم و دفاع از کیان اسلامی باشد، دفاع مقدسی بوده و قابل تحسین است و دعای امام سجاد(ع) نیز برای چنین افرادی است و نه سربازان خودفروخته به حاکمان جور! 
نکته قابل تأمل دیگر در این دعا، نفرین های شدید امام سجاد(ع) علیه دشمنان است. به نظر می رسد منظور از این دعا، این است که دشمنان اسلام تضعیف شده و قدرت تهاجم به مسلمانان و جامعه اسلامی را پیدا نکنند، و گرنه قطعاً خشک سالی و این که افراد بی گناه در آتش آن بسوزند و زجر بکشند مورد نظر امام نبوده است. 
با این اوصاف نه تنها باید مجاهدان فلسطینی که محبّ اهل بیت «ع» هستند را دعا کرده و آنان را یاری کنیم، بلکه حتی اگر این مجاهدان زیر پرچم حکومت ظلم قرار داشتند (که ندارند) و با کفار می جنگیدند، باز هم با توجه به سیره امام سجاد «ع» وظیفه ما حمایت از آنان بوده و هست.
 
پانوشت: 
1 - علی بن الحسین(علیه السلام)، الصحیفة السجادیة، ص 126، قم، دفتر نشر الهادی، چاپ اول، 1376ش. 
2 - الصحیفة السجادیة، ص 128. 
3 - کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج 5، ص 21، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق؛ شیخ صدوق، علل الشرائع، ج 2، ص 603 – 604، قم، کتاب فروشی داوری، چاپ اول، 1385ش.
 مجله الكترونيكي اخوت


جشن و سرور میلاد منجی عالم بشریت

        ربیع الانام  و نضره الایام 

حضرت امام مهدی عحل الله تعالی فرجه الشریف

                          پنج شنبه 22 خرداد    بعد نماز مغرب و عشا

تنکابن خیابان حافظ غربی کوچه علوی

جوانان عشاق الرضاعلیه السلام تنکابن

                           

 



استاد حسن رحیم پور ازغدی مستشرقین میگفتند که انتظار موعود، اختراعی شیعی است. بعضی حتی فراتر از این رفته و آن را به ارث گرفته شده از ادیان دیگر مانند مسیحیت و یهودیت دانستهاند. ولی اعتقاد به موعود آخرالزمان ایدهای صرفا شیعی نیست و اجماعی اسلامی روی آن وجود دارد. این اعتقاد نه تنها صرفا شیعی نیست، بلکه صرفا اسلامی هم نیست. ادیان قبل از اسلام هم به ظهور یک منجی در آخرالزمان اعتقاد دارند. در منابع درجه اول شیعه و سنی اعتقاد به موعود آخرالزمان وجود دارد. بین قدمای شیعه و سُنی در سه، چهار قرن اول هیچ کس مهدویت را انکار نکرده است. البته در چند قرن اخیر عده ای گفته اند مهدویت دروغ است. انکار مهدویت بدعتی است که بعدها پیش آمد. خیلی از این انکارها هم تحت تاثیر مستشرقین شکل گرفت. کتاب های زیادی درباره مهدویت توسط بزرگان اهل سنت نوشته شده است. از اصحاب درجه یک پیامبر که مورد احترام اهل سنت هستند، در این باره حدیث نقل شده است. همه زوجات پیامبر «ص» نیز احادیث مربوط به مهدویت را نقل کرده اند. به حدی که این احادیث به حد تواتر رسیده است. در برابر احادیث بسیاری که در تایید مهدویت در منابع اهل سنت آمده، فقط یک روایت در انکار مهدی «عج» وارد شده که می گوید: «لا مهدی الا العیسی». سند این حدیث ضعیف است و اغلب بزرگان اهل سنت این حدیث را رد می کنند از جمله ابن قیم جوزی. مهدویت فرقه ای و شیعی نیست! اختلاف بین شیعه و سُنی در قضیه مهدویت در مسائلی مانند اینکه ایشان دقیقا چه کسی است یا آیا به دنیا آمده است یا نه، است ولی در اصل موضوع اختلافی نیست. بالای 80 -90 درصد اعتقادات شیعه و سنی در باب مهدویت یکی است، ولی در افکار عمومی طوری بحث می شود که انگار این موضوع کاملا فرقه ای و شیعی است. عده ای از شیعیان به دلیل ظلم هایی که به اهل بیت «ع» در طول تاریخ شده است، خواسته اند یک تلقی صرفا شیعی از مهدویت ارائه دهند. گویی قرار است وقتی ایشان ظهور می کنند، به شیعیان حقوق خاصی اعطا کنند و ظلم های تاریخی که در حق یک مذهب خاص یعنی تشیع شده است را جبران کند. اینگونه القا می کنند که قبل از ظهور ایشان، شیعیان تحت ستم هستند و ظهور ایشان سبب انتقام شیعه از مذاهب و ادیان می شود! اما این تفسیر از مهدویت، مطابق با تفسیر اهل بیت «ع» از آن نیست. مهدی برای همه بشریت است نه مذهب خاصی در همه منابع شیعه و سنی و حتی دیگر ادیان به صراحت آمده که مسئله مهدی «عج» مسئله عدالت جهانی است. یعنی «همه بشریت» به «همه حقوق مادی و معنوی» خود برسند. عرفای شیعه و سُنی وقتی درباره آیات خلقت و خلافت الهی حضرت آدم «ع» صحبت می کنند، می گویند درست است که شخص حضرت آدم «ع» مسجود فرشتگان قرار گرفت ولی در واقع اولا ایشان یک نشانه بود. فرشتگان در واقع به خدا سجده کردند. همانطور که ما به طرف کعبه به عنوان یک نشانه از خداوند نماز می خوانیم نه به خاطر خود کعبه. ثانیا سجده در واقع بر آدمیت بود نه شخص حضرت آدم«ع». سجده بر شخصیت حقوقی انسان است نه شخصیت حقیقی حضرت آدم«ع». آن کسی که نماد کامل کمالات انسانی است پیامبر اکرم «ص» و اهل بیت «ع» هستند. امروز نیز این ویژگی در امام زمان «عج» متجلی شده است. مفسرین و عرفان سنی و شیعه در این موضوع متفق القول هستند. ابن عربی: مهدی خلیفة الله است ابن عربی که از عرفای بزرگ اهل سنت است، درباره امام زمان «عج» می گوید که او خلیفة الله است و همان مقامی که حضرت آدم «ع» داشت، امروز حضرت مهدی «عج» دارد و تمام عالم تکیه به ولایت او دارد. او می گوید: « سجده فرشتگان بر آدم مخصوص همان زمان نبوده و همیشگی است. خلیفه الله همیشه مسجود فرشتگان است و قرن هاست که مسجود فرشتگان امام زمان «عج» است... سجده تکریم و تعظیم را به امام زمان «عج» تقدیم می کنم و این سجده کم اهمیت تر از سجده بر آدم «ع» نیست، بلکه ممکن است بااهمیت تر هم باشد. چراکه سجده فرشتگان بر آدم «ع» هم به حرمت نور پیامبر «ص» و اهل بیت «ع» بوده است.» جناب صنعانی، ابن ابی شیبه، احمد بن حنبل، ابن ماجه، ابی د اود، ترمذی، طبرانی، حاکم نیشابوری، ابن اثیر، سبط بن جوزی، ابن کثیر دمشقی، هیثمی، سیوطی، ابن حجر، متّقی هندی و... حتی ابن تیمیه کاملا از مسئله مهدویت دفاع می کنند. «باب المهدی» در کتب اهل سنت همچنین در سنن ابن ماجه، جامع حدیث ترمذی، مصنف ابن ابی شیبه، مستدرک حاکم نیشابوری، سنن ابی داود، المصنف صنعانی و کتابهای مهم دیگر اهل سنت باب هایی وجود دارد به نام «باب المهدی» که روایات مربوط به حضرت حجت «عج» در آنها آمده است. در بعضی دیگر از کتاب های اهل سنت بابی برای حضرت مهدی «عج» باز نشده ولی درباره نشانه های قیامت باب خاصی دارند که در ذیل علائم آخرالزمان روایاتی راجع به حضرت مهدی «عج» آورده اند. مثلا در مسند جناب احمد بن حنبل نزدیک به 140 حدیث با سند راجع به حضرت حجت «عج» آمده است. حدود 30 – 40 حدیث راجع به خلفای اثنی عشر می آورد که پیامبر فرمود دوازده خلیفه بعد از من خواهند آمد. البته در مورد اینکه مراد از این 12 نفر چه کسانی هستند بحث های متفاوتی شده است. جناب احمد بن حنبل خلفای اثنی عشر را به حضرت مهدی «عج» ختم می کند. 34 حدیث درباره علائم ظهور در مسند ابن حنبل آمده است. 17 حدیث تحت عنوان خاص «ظهور المهدی»، 6 حدیث با عنوان «المهدی من عترت رسول الله» و اثبات اینکه مهدی از فرزندان علی «ع» و فاطمه «س» است، 4 حدیث با این عنوان که مهدی هم نام رسول الله «ص» است، 14 حدیث با عنوان « نزول العیسی والامام هو المهدی» یعنی حضرت عیسی «ع» هم با امام زمان ظهور می کنند ولی امام مهدی «عج» است، 26 حدیث هم با این مضمون که درگیری ادامه دارد تا اینکه امر خدا اتفاق افتاده و ظهور شکل بگیرد. حاکمیت مهدی حاکمیت اهل بیت است در سنن ابن ماجه بابی به عنوان «خروج المهدی» وجود دارد. در سنن ابی داود که از صحاح ستة اهل سنت است، بابی با عنوان «کتاب المهدی» وجود دارد. در این باب حتمی بودن ظهور مهدی «عج»، ویژگی های ایشان، اینکه ایشان از اهل بیت پیامبر «ص» است، شرایط پیش از ظهور، مخالفان ایشان و ... در این کتاب آمده است. در صحیح ترمذی نیز همین طور. بابی در کتاب «فتن» وجود دارد به نام « ما جاء فی المهدی». روایاتی از پیامبر در این باره ذکر می کند. البته نامی از مهدی «عج» در آنجا نمی آورد، اما از اینکه ایشان منجی بشریت بوده و حاکمیت او حاکمیت اهل بیت «ع» و هم نام رسول الله «ص» است، سخن می گوید. ترمذی این حدیث را صحیح می داند. در مستدرک حاکم نیشابوری 17 حدیث راجع به حضرت حجت «عج» ذکر شده است که می گوید اسناد این روایات را طبق سندشناسی جناب بخاری و جناب مسلم ذکر می کنم. در کتاب های علمای شافعی مانند «مصابیح السنة» محمد بن حسین بن مسعود شافعی نیز این احادیث در ذیل باب نشانه های قیامت احادیثی درباره حضرت مهدی «عج» ذکر می کند. ابن اثیر نیز همین طور. «مطالب الصدور فی مناقب آل رسول» از محمد بن طلحه شافعی نیز احادیث خلفای اثنی عشر و نام حضرت مهدی «عج» را ذکر می کند. ابن کثیر دمشقی که از بزرگان اهل سنت است و حتی وهابیون خیلی به ایشان ارجاع می دهند در کتاب «النهایة فی الفتن والملاهم» ، فصلی دارد به نام «فصل فی ذکر المهدی». هیچ روایتی از شیعه درباره مهدی نیاوردم! ابن قیم جوزی نیز که از افراد مورد استناد وهابیون است، کتابی دارد به نام «المنار المنیف» که در آن می گوید اکثر روایات مربوط به مهدی «عج» صحیح است. ابن حجر کسی است که علیه شیعه کتاب نوشته است. وی آیاتی که در شان اهل بیت «ع» نازل شده است را تفسیر کرده و تایید می کند که این آیات در شان اهل بیت «ع» است. همچنین ده ها حدیث از بزرگان اهل سنت در شان اهل بیت «ع» نقل می کند. ایشان حتی آیاتی را نقل می کند که منحصرا در شان حضرت حجت «عج» است. در مسند ابویعلی و ملاحم ابن منادی، معجم طبرانی، ، نیز احادیثی راجع به حضرت مهدی «عج» آمده است. فقط یک نمونه از کتاب هایی که اهل سنت مشخصا درباره امام زمان «عج» نوشته اند، کتاب «البیان فی اخبار صاحب الزمان» است. نویسنده در بیست و پنج باب احادیث راجع به حضرت حجت «عج» را نقل کرده و می گوید من هیچ روایتی از روایات شیعه را - حتی اگر سندش درست بوده - نیاوردم و تمام احادیث از منابع اهل سنت است. نویسنده از جمله اهل سنتی است که معتقد است حضرت مهدی «عج» به دنیا آمده و در باب آخر کتابش اثبات می کند که چطور می شود مهدی «عج» چنین عمر طولانی ای داشته باشد. آلودگی مردم سبب انکار مهدی شده است کتاب دیگری هست از یوسف بن یحیی شافعی به نام «فی اخبار المنتظر» که در آن می گوید گسترش فساد و آلودگی ها سبب شده که مردم به بودن یا نبودن مهدی «عج» شک کنند! برای مسلمانان صدر اسلام وجود مهدی «عج» کاملا مسلم بود و به همین دلیل است که هرکس که روی کار می آمد ادعای مهدی بودن می کرد! ایشان هم به اثبات امکان عمر طولانی حضرت حجت «عج» می پردازد. جناب سیوطی با نقل احادیث بسیاری درباره امام عصر «عج» می گوید فقط چهل حدیث از جناب حافظ ابونعیم نقل کردم و آنچه او نیاورده را اضافه کردم. سیوطی مجموعا دویست حدیث از منابع اهل سنت در این باره ذکر می کند و می گوید با وجود این همه روایت، اگر بشود مهدویت را انکار کرد پس می توان در تمام اعتقادات اسلامی تردید کرد. سیوطی می گوید مهدی «عج» از خلفای اثنی عشر است. همچنین او از فرزندان علی «ع» و فاطمه «س» است. حتی بعضی از بزرگان اهل سنت عقیده شیعه را راجع به حضرت حجت «عج» قبول دارند که ایشان فرزند امام حسن عسکری «ع» است. البته اینها بین اهل سنت در اقلیت هستند.

منبع >مجله الکترونیکی اخوت



 

چرا عدّه اى این حقایق روشن را درک نمیکنند؟
امروز در دنیاى اسلام براى اینکه دستگاه هاى استکبارى به هدفهاى استکبارى خودشان برسند، براى اینکه مشکلات خودشان را پوشیده و مخفى نگه دارند، در میان مسلمانان اختلاف ایجاد میکنند؛ شیعه هراسى به وجود مى آورند، ایران هراسى به وجود مى آورند، براى اینکه رژیم غاصب صهیونیستى را محفوظ نگه دارند

 

 « امروز در دنیا دشمنانى به صورت علنى با اسلام مقابله میکنند؛ مقابله ى آنها در درجه ى اوّل با ایجاد اختلاف است. عمیق ترین اختلافها و خطرناک ترین اختلافها، اختلافهاى عقیدتى و ایمانى است. امروز در دنیا، تحریکات ایمانى و عقیدتى براى به جان هم انداختن مسلمانان، به وسیله ى دستهاى استکبارى انجام میگیرد. یک عدّه اى، عدّه اى را تکفیر میکنند؛ عدّه اى علیه عدّه ى دیگرى شمشیر میکشند؛ برادران به جاى همکارى با یکدیگر و گذاشتن دست در دست یکدیگر، علیه برادران دست در دست دشمنان میگذارند! جنگ شیعه و سنّى به راه مى اندازند و تحریکات قومى و طائفى را لحظه به لحظه افزایش میدهند؛ [البتّه] دستهایى که این کارها را میکنند، دستهاى شناخته شده اى هستند... 
امروز در دنیاى اسلام براى اینکه دستگاه هاى استکبارى به هدفهاى استکبارى خودشان برسند، براى اینکه مشکلات خودشان را پوشیده و مخفى نگه دارند، در میان مسلمانان اختلاف ایجاد میکنند؛ شیعه هراسى به وجود مى آورند، ایران هراسى به وجود مى آورند، براى اینکه رژیم غاصب صهیونیستى را محفوظ نگه دارند، براى اینکه تضادهایى که سیاستهاى استکبارى را در این منطقه به شکست کشانده است، به نحوى حل کنند؛ راه آن را در این مى بینند که بین مسلمانها اختلاف بیندازند. خب، این را باید دید، این را باید فهمید؛ انتظار از زبدگان این است، انتظار از نخبگان این است… 

 

 
دنیاى اسلام امروز احتیاج دارد به شناختن حقیقى جبهه ى دشمن امّت اسلامى؛ دشمنانمان را بشناسیم، دوستانمان را بشناسیم. گاهى دیده شده است که مجموعه اى از ما مسلمانها با دشمنان خودمان همدست شدیم براى زدن دوستان خود، براى زدن برادران خود! خب، این به ما لطمه میزند، این امّت اسلامى را دچار آشفتگى میکند، دچار ضعف میکند؛ این ناشى از نداشتن بصیرت است. امروز دنیاى اسلام به این بصیرت احتیاج دارد...
نیاز مهمّ دیگر دنیاى اسلام اتّحاد است؛ باید از اختلافات جزئى، اختلافات سلیقه اى، اختلافات عقیدتى عبور کرد و امّت واحده تشکیل داد: اِنَّ هذِهِ اُمَّتُکُم اُمَّةً وَحِدَةً وَ اَنَا رَبُّکُم فَاعبُدون؛ خداى متعال این جور میفرماید. اعتقاد به قرآن، اعتقاد به پیامبر، اعتقاد به خداى واحد، اعتقاد به کعبه ى واحد و قبله ى واحد، درمقابل داشتنِ جبهه ى واحد دشمن، اینها کافى نیست براى اتّحاد دنیاى اسلام؟ چرا عدّه اى نمیفهمند؟ چرا عدّه اى این حقایق روشن را درک نمیکنند؟ هدف آمریکا و جبهه ى غربى ها از ایران هراسى و شیعه هراسى چیست؟ چرا این را فکر نمیکنند؟ رژیم صهیونیستىِ غاصب - که امروز بزرگ ترین بلیّه ى دنیاى اسلام وجود این رژیم است - باید بتواند با آسودگى زندگى کند، بر مشکلات خودش فائق بیاید، بر عوامل نابودکننده اى که بحمدالله در ارکان آن رژیم غاصب وجود دارد فائق بیاید؛ این نمیشود مگر اینکه سر مسلمانها را بند کنند، بین آنها اختلاف بیندازند. »

رهبر معظم انقلاب - 6 / 3 /93

مجله الکترونیکی اخوت



زندان تیره از نفسش روشنا شده صد یاکریم گاه قنوتش رها شده تا دیده کنج خلوت زندان، شکسته بال در سجده آمده همه جانش دعا شده از فتنه های سلسله تیرگی تنش هر بند شرح واقعه نی نوا شده آزادی است از دو جهان یاد او ولی زنجیر بس که خورده تنش توتیا شده این جامه فتاده به گودال قتلگاه تصویری از حماسه کرببلا شده هر گوشه گوشه تربت نوباوگان او آیینه دار حرمت دین خدا شده امروز کیمیای جهان سرزمین ماست این خاک اگر طلا شده هم از رضا شده معصومه، کوثری است کز امواج حلم و علم دریای خفته در دل ایران ما شده دیدیم اینکه تا به ثریا توان رسید هر دم به یمن پنجره هایی که وا شده موسای دیگری ست، کنون نیل دیگری ست فرعون هاست غرقه دام بلا شده من پابرهنه آمدم از خویشتن برون ای بشر آن بشارت محزون کجا شده دریابمان که دربه در نفس سفله ایم ای کز کرامتت فقرا اغنیا شده یارا دری گشا که تو باب الحوائجی دل در سیاهچاله دنیا فنا شده


مطالب قديمي‌تر